تبليغاتX
مروارید جنوب
اجتماعی- فرهنگی- هنری - ادبی - مذهبی
سلام آفريده عجيب و غريب خدا !
سلام موجودي كه از اولين عجايب خلقتي !
سلام چيزي كه وقتي خلق شدي به خاطر عظمت و كرامتت ملائك به دستور خدا به تو سجده كردند.
سلام مخلوقي كه خدا از روح خودش زنده‌ات كرد.
و سلام بر تو كه اشرف مخلوقاتي.
اشرفي كه اِشرافيت داري بر آنچه قبل از تو آفريده شده.
مي‌دوني چيه؟ خيلي بزرگي، خيلي عزيزي، خيلي با صفايي
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 آذر1386ساعت 15:28  توسط زهرا سادات  | 

سلام

حال و احوالتون چطوره؟؟؟

خوبين ؟خوشين؟؟؟

دلم براي همه ي شما تنگ شده .

نمي دونم تو اين پست چي بايد بگم.

فقط اومدم كه بدونين فراموشتون نكردم و اميدوارم شما هم منو فراموش نكرده باشين تا الان.

خيلي اين مدت گرفتار بودم.

دانشگاه رفتن و درس و كلاس و  خوابگاه و خستگي و خيلي چيز هاي ديگه.

خلاصه اينكه زندگي خيلي سخت شده.

خيلي واسم دعا كنين.خيلي.

تو اين پست ديگه حرفي واسه ي گفتن ندارم.

براي همتون آرزوي موفقيت و سربلندي دارم.

منتظر نظراتتون هستم.(بخصوص بعضي ها ....)

در پناه خدا باشين.

به اميد ديدار

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت 10:32  توسط زهرا سادات  | 

 

ایندو تا  عکس خوشکل هست که  می خوام  هدیه کنم به کسی که دلش به اندازه ی یه گنجیشک هم نیست. خودش می دونه کیه. می دونه که جوجه ناز نازی منه.

 این دل گنجیشکی من  ، یکی از عزیزترین عزیزانم بوده . هست و خواهد بود

از همین جا می خوام  فقط بهش  بگم که واسم خیلی عزیزی و اینکه :

           ****خیلیییییییییییییییییییییییییییییی دوستت دارم****

                 

                   

               

         

 

               

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 3:0  توسط زهرا سادات  | 

این هم هدیه ی من ( که این عکس رو هم خودم گرفتم ) تقدیم  به همه ی شما خوانندگان عزیز وبلاگ ان شا الله که لذت ببرین.

 

                                 عیدتون هم مبارک باشه.

                                                  

                                                     

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 16:19  توسط زهرا سادات  | 

 

سلام بر فرزندخاتم پیامبران سلام بر فرزند سیّد جانشینان سلام بر فرزند فاطمه ی زهرا  سلام بر فرزند خدیجه ی کبری  سلام بر قرزند سدرۀ المنتهی  سلام بر فرزند جنت المآوی (باغهای پناهگاه) سلام بر فرزند زمزم  و صفا

در آستانه ی فرا رسیدن میلاد با سعادت فرزند فاطمه ی زهرا " سلام الله علیها آقا امام زمان " عجل الله فرجه الشریف " هستیم .

 ضمن تبریک این میلاد فرخندا به تمام شما دوستان عزیز ، در نظر دارم برنامه ای رو تحت عنوان " گل نرگس " با کمک و همیاری شما اجرا کنم، که در این برنامه هدف فقط دعا کردن برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا می باشد.

قصد دارم به مناسبت این عید قرخنده و به منظور سلامتی و دعا برای فرج آقا امام زمان "عجل الله" ، 1400 صلوات بزای آقا بفرستیم.

آگه شما عزیزان مایل هستین، هر اندازه که در توانتون هست تو نظرات بگین تا معین باشه که چقدر از صلواتها قرستاده خواهد شد ، هر مقدار که می تونین با دکر تعداد صلوات هایی که می فرستین در این طرح ارزشمند شرکت کنین .

ان شا الله که ما هم جز ء منتظران واقعی آقا باشیم و آقا مارو به نوکری بپدیزن.

و به امید اینکه روزی ندای  " انآ المهدی, " فرزند بی بی فاطمه از کنار کعبه به گوش همه ی جهانیان برسه ودنیارو پرازعدل ودادکنن آقا

"ان شاالله"

 

        "  اللهم عجل الولیک الفرج " 

 

************************************

این عکسی است واقعا ٌ زیبا از مقام صاحب الزمان شوشترکه خودم تازه گرفتم.

 

 

**************************************

 

**********************************

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

                                                 چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

 

                               یا صاحب الزمان

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 16:6  توسط زهرا سادات  | 

1)     عمری سراسر یاد خدا !

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله  لحظه ای از عمر خود را بیهوده و در غیر راه بندگی خدا و اصلاح خود نمی گذرانید و گاهی به باغ ها و بستان های اصحاب خود می رفت.

 

2) این است معنای توکل!

 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : توکل به خدا چیست؟ جبرئیل گفت : توکل ، علم به این است که انسان بداند که مخلوق هدا نه قادر است که ضرری برساند و نه نفعی می رساند ، نه بخششی کند ، نه منع نماید ، و از مخلوق خدا مآیوس گردد. هنکامی که بنده اینگونه باشد ، برای هیچ کس جز خدا کاری انجام نمی دهد و به هیچ کس جز  خدا امید نبندد، از غیر او نترسد و به هیچ کس جز خدا طمع نداشته باشد ، این است معنای توکل !

 

3)     نود و نه جز ء عقل متعلق به پیامبر!

 امام صادق علیه السلام فرمود : رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :  هنگامی که خداوند عقل را آفرید به او گفت: به عقب بازگرد!

عقل برگشت ، سپس فرمود : جلو بیا !  عقل جلو آمد ، آنگاه خدا فرمود : هیچ آفریده ای نزد من محبوب تر از  تو نیست ، ذر این هنگام نود و نه جزء آن را به پیامبر بخشیده . یک جزء باقی مانده را در میان همه ی بندگان دیگر تقسیم فرمود.

 

4)     ده خلق نبوی!

 امام صادق علیه السلام فرمود : خداوند ، پیامبر(ص) خود  را به وسیله ی اخلاق نیکش مخصوص گردانید ، حال شما خویشتن را امتحان نمائید ، اگر اخلاق نیکوی آن حضرت را در خود یافتید ، شکر الهی را به جای آورید و از خدا بخواهید که آن را در شما زیاد نماید ، سپس امام صادق علیه السلام ده خلق راذکر نمودکه شامل :

یقین ، قناعت ، بردباری ، شکر ، حلم ، حسن خلق ، سخاوت ، غیرت ، شجاعت و جوانمردی  می باشند.

 

5)     گذشت رسول خدا !

هیچ گاه رسول الله انتقام خویش را از کسی نگرفت و از کسانی که اذیتش می کردند ، گذشت می نمود و عفو می فرمود.

 

6)     پرهیز نفس پیامبر!

 پیامبر صلی الله نفس خود را از سه چیز پرهیز می داد : جدال کردن ، پر حرفی نمودن و گفتن سخنانی که ضرورت نداشت . و نسبت به مردم از سه چیز دوری می جست : هرگز کسی را سرزنش نمی کرد و از هیچ کس ایراد نمی گرفت ، به دنبال پیدا کردن عیوب و لغزش های مردم نبود و صحبت نمی کرد ، مگر در آنجایی که امید ثواب در آن می رفت ،  هنگام سخن  گفتن ، آنچنان  حضار مجذوبش می گردیدند که صدای نفس کسی هم شنیده نمی شد و  وقتی که پیامبر سکوت می فرمود ، مردم سخن می گفتند .

 

7)     تواضع رسول الله!

رسول خدا صلی الله علیه و آله کراهت داشت که کسی برای او از جای برهیزد و به همین خاطر مردم جلوی پای رسول خدا بلند نمی شدند، اما موقع رفتن ، همراه حضرت برخاسته  و تا درب خانه همراهی  می کردند.

 

8)     محبت به فقیران!

رسول خدا صلی الله علیه و آله  فرمود : پروردگارم مرا به دوست داشتن فقیران فرمان داده است .

 

9)    پیامبری جامع!

رسول خدا فرمود: من مبعوث شدم تا مرکز حلم ، معدن علم و مسکن صبر باشم .

 

10)خیانت در امانت نکنید!

امام صادق علیه السلام فرمود : در امانت خیانت نکنید ، چرا که رسول خدا صلی الله علیه و آله اگر نخ و سوزنی هم به امانت به او می سپردند آن را به صاحبش بر می گردانید.

 

این است ذره ای از عظمت والای نبی مکرم اسلام. امیدواریم که بتوانیم سرمشق زندگی خویش قرار دهیم.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 مرداد1386ساعت 2:12  توسط زهرا سادات  | 

با سلام

بعثت بزرگ نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی  صلی الله علیه و آله رو به همه ی شما عزیزان تبریک می گم و ان شا الله که روز به روز بیش از پیش به عظمت وجودی پیامبر گرامی مان پی  ببریم و  آن را سر لوحه ی زندگی خود قرار دهیم.

خیلی فکر کردم که در این ایام فزخنده از چی بنویسم که لایق و شایسته ی عظمت رسول  خدا باشه.

 

در فکر بودم که به یاد کتابی در کتابخانه ام افتادم به نام سنن النبی (آداب سنن و روش رفتاری پیامبر گرامی اسلام ) تآلیف علامه سید محمد حسین طباطبایی  که واقعا سیره  و زندگی پیامبر رو به بهترین و جامع ترین شکل به رشته ی تحریردرآورده است .

 

در ابتدای کتاب به جمله ای از خداوند در قرآن کریم پی بردم  که لازم دانستم  دراین جا بیان کنم. به این مضمون که خداوند سبحان می فرماید : "به درستی که روش زندگی رسول خدا ، برای شما سر مشقی نیکو می باشد".

در پست بعد به ذکر گزیده ای کوتاه  از این نکات ارزشمند و آموزنده می پردازم.

در پناه خدا باشد.

فعلا خدا نگهدار 

 

************************************************************

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 مرداد1386ساعت 2:5  توسط زهرا سادات  | 

كاش مي شد از ميان ژاله ها                       

                             جرعه اي از مهرباني را چشيد

در جواب خوبها جان هديه داد                  

                              سختي و نامهرباني  را  نديد

 

كاش مي شدبا محبت خانه ساخت  

                              يك اطاقش را  به مرواريد داد

كاش مي شد آسمان مهر را                     

                              خانه كردو به گل خورشيدداد               

 

كاش مي شدبر تمام مردمان                                

                               پيشوندنام انسان را گذاشت

كاش مي شد كه دلي را شاد كرد                         

                              برلب خشكيده اي يك غنچه كاشت

 

كاش مي شددر ستاره غرق شد    

                               در نگاهش عاشقانه تاب خورد

كاش مي شد مثل قوهاي سپيد

                                از لب درياي مهرش آب خورد

 

كاش مي شد سرزمين عشق را

                                  در ميان گامها  تقسيم  كرد

كاش مي شد با نگاه شاپرك

                                 عشق را بر آسمان تفديم كرد

 

كاش مي شد با دو چشم عاطفه

                                 قلب سرد آسمان را ناز  كرد

كاش مي شد با پري از برگ ياس

                                 تا طلوع سرخ گل پرواز كرد

 

كاش مي شد با نسيم شامگاه

                                  برگ زرد ياس ها را رنگ كرد

كاش  مي شد  با خزان  قلبها

                                 مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد

 

كاش مي شددرسكوت دشت شب

                                   ناله ی غمگين ِ باران را  شنيد

بعد دست ِ قطره هايش را گرفت

                                    تا بهار  آرزو ها پر  كشيد

 

 كاش مي شد مثل يك حس لطيف

                                     لا به لاي آسمان پر نور شد

 كاش مي شد چادرشب را كشيد

                                     از نقاب شوم ظلمت دور شد

 

***********************************************

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 مرداد1386ساعت 4:11  توسط زهرا سادات  | 

به نام خدا

سلام به همه ی دوستای عزیزم

حالتون  چطوره ؟ خوبین؟ خوشین؟ با لاخره بعد از 3 ماه ننوشتن دوباره برگشتم  پیشتون.امیدوارم  که با کمک شما بتونم دوباره وبلاگم رو راه اندازی کنم و یه دستی به سر و روش بکشم.

 

با خودم فکر کردم که  بعد از یه مدت ننوشتنم تو وبلاگ از چی باید بنویسم.

این مدتی که نبودم با مسائل مختلفی دست و پنجه نرم کردم. مشکلات و مسائلی که واقعا گاهی اوقات واسم خسته کننده و کسل کننده می شدند.

 

گاهی وقتها تحمل کردن بعضی چیزها واسم خیلی دردناک بود.اما با همه ی سختی این دوران (به هر شکلی که بود) بالاخره گدشت و فقط  یه سری  تجربه و خاطره ی تلخ و شیرین واسم باقی موند.

 

البته بعد از کنکورم یک سفر یک ماهه داشتم ( جای همتون خالی ) به جاهای مختلفی از ایران از جمله : اصفهان , مشهد , شمال و ...  که این سفر هم خیلی واسه ی خودش خاطرات و گفتنی ها داره  که سعی دارم در پست های بعد از جزئیات سفرم بیشتر واستون بگم ان شا الله.

 

الان مطلب خاصی تو ذهنم  نیست واسه این پست.فقط اومدم که حال و احوالتون رو بپرسم و بگم که می خوام دوباره شروع کنم به نوشتن .

 

در پایان این عکس ها رو که یه هدیه ی ناقابل از طرف من هستن رو به یادگار داشته باشین ا میدوارم که خوشتون بیاد.

 

منتظر پست های بعدی من باشین.

در پناه خدا شاد , پیروز و موفق باشین.

خدانگهدار

 

************************************************************

********************************************************

********************************************************

 

*********************************

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 0:41  توسط زهرا سادات  | 

سلام به همه ی دوستان عزیزم

امیدوارم که حال همتون خوب خوب باشه.من از همتون عذر می خوام که خیلی وقته آپ نکردم

اومدم فقط بگم که تا بعد از کنکور احتمالا دیگه نتونم آپ نکنم.ممنونم که به من سر می زنین

واسم خیلی دعا کنین.

در پناه خدا شاد  . پیروز و موفق باشید

به امید دیدار دوباره

خدا نگهدار

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 فروردین1386ساعت 16:46  توسط زهرا سادات  | 

عشق يعني غصه و دلواپسي

عشق يعني بي كسي در بي كسي

عشق يعني از بدي عاري شدن

اشك از چشم دلت جاري شدن

عشق يعني روز و شب در جستجو

عشق يعني با مرادت گفتگو

عشق يعني نفس خود را هِي كني

راه دشوار جنون را طي كني

عشق يعني سر فداي راه دوست

عشق يعني هر چه داري مال اوست

عشق يعني حاجي بيت الحرام

دل بريدن ها و حج ِ نا تمام

عشق يعني حامي قرآ ن شدن

عشق يعني ساقي ِ طفلان شدن

عشق يعني صد نشيب و صد فراز

عشق يعني اشترانِ بي جهاز

عشق يعني تشنگي و قحط آب

جسم سر داري به زير آفتاب

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني خيمه هاي سوخته

عشق يعني از سوي بالا محك

عشق يعني سلسله ، سيلي،كتك

عشق يعني گريه در نيمه شبي

عشق يعني ناله هاي زينبي

عشق يعني ماه غم ماه خدا

عشق يعني علقمه ، كرب و بلا

عشق يعني هيئت و سينه زني

صبح عاشورا سرت را بشكني

عشق يعني قصه ي بود و نبود

مثل زينب صورتت گرد و كبود

عشق يعني نور دو عين

عشق يعني گريه برداغ حسين

عشق يعني غصه و درد و تعب

در حسينيه نِشيني با ادب

عشق يعني دلبري ِ عالمين

ريزه خواري بر سر خوان حسين

عشق گويد غرق عطر ياس شو

عشق خواهي محو در عباس شو

عشق را گويم فقط در يك كلام

يا حسين و يا حسين و والسلام

+ نوشته شده در  شنبه 14 بهمن1385ساعت 23:55  توسط زهرا سادات  | 

شوشتر يكي از شهرهاي قديمي استان خوزستان در ايران است كه به عربي آن را " تستر" مي نامند. تاريخ نويسان قديم تستر را به معني خوب تر دانسته و نوشته اند كه چون شهر شوش روبه ويراني مي رفت ، در شش فرسنگي آن شهري بنا شد كه خوش آب وهوا وحاصل خيزتر از شوش بودكه آن شهر را شوشتر ناميدند ،يعني از شوش بهتر .

جمعيت اين شهر نزديك دويست هزار نفر است و مردم آن مهربان،خون گرم ومومن اند.هواي اين شهرگرمسيري است ودربعضي از سال ها دماي هوا در تابستان به 55 درجه سانتي گراد هم رسيده است .

يكي از مقام هايي كه به دليل عشق و علاقه وافر مردم شوشتر نسبت به امام ز مان (عج)بنا شده ، مقا م صا حب الزمان است كه در  شمال شرق شوشتر درانتهاي منطقه بليتي واقع شده وقبرستان اصلي شهر است.اين مكان  فضاي روحاني ودلپذيري دارد وآن قدر عزيز ومحترم است كه بسياري از مردم شوشتر وشهرهاي اطراف وصيت مي كنند در اين قبرستان به خاك سپرده شوند.

مي گويند  درسال هاي گذشته ، معمول بود كه روزهاي سه شنبه عده اي از نيكان شهر براي زيارت امام زمان ( عج ) وخواندن دعا به اطراف شهر مي رفتند وبعد ازانجام  اعمال ،ناهار مي خوردند.

روزي هنگام ظهر ،زماني كه اين عده مشغول صرف ناهار بودند،شخص ناشناسي با لباس عربي مي آيد و آنان او را براي ناهار دعوت مي كنند. سه هفته آن شخص روزهاي سه شنبه مهمان اين جمع بود.

در هفته سوم  مرد ناشناس از آنان دعوت مي كند تا هفته آ ينده ناهار مهمان او باشند. روز موعود فرا مي رسد وميزبان ، آنها را به باغي بسيار زيبا و با صفا كه سرشار از درخت ونهر آب بود،راهنمايي مي كند .پس از ناهارو خداحافظي با ميزبان ،هنوز چند قدم از محل دور نشده بودند كه به خاطر مي آوردند در آن منطقه باغي وجود نداشته ومنطقه اي كوهستاني بوده است .همگي بر مي گردند و هرچه جست وجو مي كنند، اثري از باغ نمي يابند .

تكبير گويان به شهر بر مي گر دند .آنان يقين داشتند مهمان صاحب الزمان بوده اند .از آن پس آن محل ( الله اكبر) معروف مي شود.

مي گويند محل زيارت قسمتي است كه بعدها پس از بناي بقعه ، منبر سنگي را آن جا نهاده اند كه در پايان متن ،عكس هايي از اين مكان متبرك تقديم شما مي شو

در سال 1355 اين مكان را تعميروحرم و رواق ها را تو سعه مي دهندو ساختمان وسيعي براي استفاده زائران مي سازند .

حياط  وسيع بقعه ، 7 حجره براي آرام گاه اشخاص دارد. ايوان ورودي بقعه رو به غرب است و يك طاق رومي دارد كه فقط در قسمت جلو آن كاشي كاري قديمي اش مانده.در بيرون بقعه ،قبرستان وسيعي است كه حياط وسيع بقعه در ميان آن قبرستان واقع شده است .گنبد بقعه كلاه درويشي 12 ترك است كه با كاشي سبز و آبي تزئين شده است.

، جمعيت بسياري از مردم شوشتر و ديگر شهرهاي خوزستان و ايران به اين مقام مي آيند براي زيارت و عبادت ، در آمد و شد هستند و در روزهاي مباركي چون نيمه ي شعبان  با شعر خواني و مداحي ، براي ميلاد با سعادت آقا امام زمان جشن مي گيرند.

ان شا الله كه ديدن اين مكان مقدس قسمت همه ي دو ستداران آن حضرت شود

  التماس دعا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 1:14  توسط زهرا سادات  | 

با سلام به همه ي دوستاي گلم

ميلاد با سعادت هشتمين امام رئوف ، آقا علي بن موسي الرضا رو به همه ي دوستاي گل تبريك عرض مي كنم  

ان شا الله كه خود آقا امروز بهترين عيدي رو به همه ي ما بده و اونايي رو هم كه آرزوي رفتن به پا بوس آقا رو دارن ، به همين زودي قسمتشون بشه.

اين عكس همه تقديم به همه ي شما عزيزان.

التماس دعا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آذر1385ساعت 11:19  توسط زهرا سادات  | 

سلام!!!

 يه خواهش از همتون دارم كه عاجزانه تقاضا مي كنم كه عمل كنيد اگه ممكنه

واسه ي همه ي بيماران دعا كنيد.مخصوصااون شخصي كه من درنظردارم.واسش كلي دعا كنيد كه ان شا الله هر چه زودتر بيماريش رو به بهبودي بره و دكترا بتونن هر چه زودتر درمانش كنن.يادتون نره هااا.هر وقت به سجده مي ريد، همه ي بيماران  بخصوص اين مريض منظور رو خيلي دعا كنيد كه خيلي محتاج دعاي همتونه.

                       " اللهم الشفع كل مريض "
+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1385ساعت 1:23  توسط زهرا سادات  | 

سلام به همه ي دوستاي گلم.

خوبيين؟؟ خوشيين؟؟ چه خبرا ؟؟؟ دلم خيلي واسه همتون تنگ شده.

بعد از يه مدتي كه اومدم آپ كنم مي خوام واستون يه خورده از اون زمان هاي كوچيكيم بگم.

جوونم واستون بگه كه ديروز اینجا بارون اومد.هوا خيلي عالي شده بود، منم كه دلم واسه يه روز باروني خيلي تنگ شده بود كتاب هامو جمع كردم و بردم كنار درب هال و نشستم كه درس بخونم.واي ، جاتون خيلي خالي بود،يه هواي خيلي عالي ، يه بارون توووووووووووووووووووووووپ ، و درختاي باغچمون كه از تميزي و  سبزي برق مي زدند،واييييييي چه هوايي شده بود.منم كه دلم مي خواست مثل بچه گي هام برم زير بارون، تو فكرش بودم  كه برم حسابي زير بارون خيس بشم، تو همين فكر بودم كه يهو زنگ خونمون زده شد. ديدم آبجي كوچيكم كه طفلك سر تا پا خيس شده بود پشت دره.

تا نگام به نگاش افتاد ياد كوچيكي خودم افتادم. واسه چند لحظه ياد دوران كوچيكي خو دم افتادم. يادش به خير !!!!!!!

چه دوراني بود " دوران كودكي "

 يه روزي كه هوا ابري بود و معلوم بود مي خواست بارون بياد واسم بهترين روز مدرسه بود. آخه از اون اول كه آماده مي شدم برم مدرسه تا تو زنگ هاي تفريح و از همه مهم تر در راه برگشت به خونه حسابي زير بارون بودم و با دوستام حسابي اون روز رو صفا مي كرديم.

تو راه برگشت قرارم با دوستام اين بود كه هر چال و چوله ي پر آبي كه ببينيم تو راه تا 3 بشماريم و همون با هم با شدت پاهامونو بكوبيم تو چاله.

وقتي كه مي رفتم زير بارون چتر باز كردن ديگه تعطيل مي شد..واسه خودم آروم آروم مي رفتم تا به خونه برسم.

به خونه كه مي رسيدم مامانم باهام دعوا مي كرد كه چرا چترت رو رو سرت باز نكردي؟ منم مي گفتم : واااااااااااي ماماني نمي دوني چه صفايي داره ، دوست داشتم زير بارون بيام تا خيس آب بشم.

مامانم مي گفت: واي به حالت آگه سرما بخوري!!!!  منم كه درست فرداي همون روز سرما مي خوردم و غرغراي مامانم شروع مي شد كه ديدي گفتم مريض مي شي .ديدي گقتم زير بارون نرو و ……

با خودم كه فكر مي كنم مي بينم كه واقعا حال و هواي كودكي چه صفايي داره.

دوست دارم فقط يه بار ديگه فقط يه بار ديگه برم تو اون حال و هوا و بزنم به رگ بي خيالي.آزاد و راحتو بي غل وغش صفا كنم.

حيف كه زمان زود مي گذره و من هميشه وقتي ياد خاطره هام مي افتم از يه طرف با خاطره هام كلي حال مي كنم و از يك طرف دلم خيلي مي گيره و تنگ مي شه.و واقعا افسوس اون دوران رو مي خورم.

يادش به خير!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1385ساعت 1:14  توسط زهرا سادات  | 

سلام به همه ی دوستای گلم

خوبید؟؟؟؟خوشیید؟؟؟؟نماز روزهاتون قبول باشه.عیدتوون مبارک.

جا داره از اون چند دوست گلممممممممممم که اومدن و گفتن چرا نمیای خیلی خیلی خیلی تشکر کنم و بگم ممنو ن از این همه لطفی که نسبت به من داشتین.

تو این پست اومدم فقط عیذ رو بهتون تبریک بگم و برم

ان شا الله تو پست های بعد منتظر مطالبم باشین

 

 

 

اینم عیدی من به همه دوستای گلم.ان شا الله که خوشتون بیاد.فعلا خدا نگهدار

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 3:11  توسط زهرا سادات  | 

سلام

خوبیین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوشیین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نماز روزه هاتون قبول باشه . اول مهر شده و من هم یه خورده یه خورده باید شروع کنم به درس خوندن .آخه  من هم پشت کنکوری شدم .من ان شا الله واسه ی منحصرا زبان می خوام بخونم . واسه همین دیگه خیلی باید کمتر آپ کنم.شاید هفته ای 1 بار یا هر ده روزی یک بار .

البته فعلا که ماه مبارک رمضانه خیلی انرزی واسه ی درس خوندن ندارم.خیلی خسته می شم. ولی خوب به هر حال باید کم کم  شروع کنم به خوندن تا سردور بیفم.واسم خیلی تو این ایام دعا کنید.خیلی خیلی خیلی

از همتون یه کمکی می خوام که اگه در مورد شیوه ی خوندن رشته ی منحصرا زبان و کتاب های مخصوص این رشته واسه ی من که پشت کنکوری هستم اطلاعاتی دارید، لطفا منو راهنمایی کنید.خیلی خیلی ممنون می شم.لطف بزرگی در حقم می کنین.

در پناه حق موفق و پیروز باشین.

التماس دعا

یا علی

 

+ نوشته شده در  جمعه 7 مهر1385ساعت 15:28  توسط زهرا سادات  | 

 فرارسیدن ماه نزول قرآن ،ماه پر بار و پر برکت رمضان رو به همه ی شما دوستان گلم تبریک می گم و ان شا الله که بتونیم از این ماه عزیز خدا کمال استفاده رو ببریمو نسبت به سال های قبل استفاده ی بیشتری از این ایم با قضیلت ببریم. نماز روزه های همتون هم ان شا الله مورد قبول درگاه خداوند کریم قرار بگیره و من رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنین.

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مهر1385ساعت 5:15  توسط زهرا سادات  | 

 سلام.خوبیین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خوشیین؟؟؟؟؟؟خوش میی گذره؟؟؟؟؟؟؟ بعد از 2 هفته و با یه خورده تاخیر من برگشتم.جای همتون خیلی خیلی خیلی خالی بود تو مشهد.اگه لایق باشم نائب الزیاره ی همه ی شما دوستای گلم بودم و سلام همه ی شما رو به آقا رسوندم(البته اگه آقا جواب سلام منو داده باشه )جای همتون واقعآ واقعآ خالی بود ، خیلی خوش گدشت .خیلی عالی بود. حسابی صفا داشت ،بخصوص اون شب هایی که تو مسجد گوهر شاد بودم اونجا ها خیلی صفا داشت. چون شب های مسجد گوهر شاد خیلی با صفاست ، یه آرامشی اونجا به آدم می ده که واقعا لذت بخشه. سکوت شب همراه با زمزمه و نواهای یه عده مسلمون بعلاوه ی نوحه سرایی یه عده جوون با یه دل پاک اونم تو دل شب لذت بی نهایتی داره.شاید خیلی نتونم احساسم رو بیان کنم،ولی ان شا الله که به همین زودی قسمت همتون بشه برین .ان شا الله برین از نزدیک خودتون خدمت آقا و عرض سلام و ادب داشته باشین خدمتشون.خودتون از نزدیک برین ببینین اون وقت متوجه میشین که من چی می گم. از همین جا از تمام شما دوستای گلم خواهش می کنم که علاوه بر این که واسه ی خودتون دعا می کنین وا سه ی یه دوست خوب هم که دوست داشته به پا بوس آقا بره دعا کبید که به همین زودی دوباره قسمتش بشه بره. بیشتر از این مزاحمتون نشم. در پناه خدا شاد ،پیروز و موفق باشین. التماس دعا
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مهر1385ساعت 5:12  توسط زهرا سادات  | 

سلام

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟ خوشین ؟؟؟؟؟

اومدم که فقط بگم ، اگه خدا بخواد دارم میرم مشهد البته با دعای خیر شما دوستای گلم

اگه حرفی چیزی زدیم که باعث رنجش خاطر بعضی از شما دوستای عزیزم شده به بزرگی خودتون منو ببخشید و حلال کنید.

ان شا الله که نائب الزیاره ی همه ی شما باشم اگه خدا قبول کنه.

در پناه حق شاد،پیروز و سر بلند باشید

یا علی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 4:19  توسط زهرا سادات  | 


 
var no = 50; var speed = 2; var ns4up = (document.layers) ? 1 : 0; var ie4up = (document.all) ? 1 : 0; var s, x, y, sn, cs; var a, r, cx, cy; var i, doc_width = 800, doc_height = 600; if (ns4up) { doc_width = self.innerWidth; doc_height = self.innerHeight; } else if (ie4up) { doc_width = document.body.clientWidth; doc_height = document.body.clientHeight; } x = new Array(); y = new Array(); r = new Array(); cx = new Array(); cy = new Array(); s = 8; for (i = 0; i < no; ++ i) { initRain(); if (ns4up) { if (i == 0) { document.write(""); document.write(","); } else { document.write(""); document.write(","); } } else if (ie4up) { if (i == 0) { document.write("
"); document.write(",
"); } else { document.write("
"); document.write(",
"); } } } function initRain() { a = 6; r[i] = 1; sn = Math.sin(a); cs = Math.cos(a); cx[i] = Math.random() * doc_width + 1; cy[i] = Math.random() * doc_height + 1; x[i] = r[i] * sn + cx[i]; y[i] = cy[i]; } function makeRain() { r[i] = 1; cx[i] = Math.random() * doc_width + 1; cy[i] = 1; x[i] = r[i] * sn + cx[i]; y[i] = r[i] * cs + cy[i]; } function updateRain() { r[i] += s; x[i] = r[i] * sn + cx[i]; y[i] = r[i] * cs + cy[i]; } function raindropNS() { for (i = 0; i < no; ++ i) { updateRain(); if ((x[i] <= 1) || (x[i] >= (doc_width - 20)) || (y[i] >= (doc_height - 20))) { makeRain(); doc_width = self.innerWidth; doc_height = self.innerHeight; } document.layers["dot"+i].top = y[i]; document.layers["dot"+i].left = x[i]; } setTimeout("raindropNS()", speed); } function raindropIE() { for (i = 0; i < no; ++ i) { updateRain(); if ((x[i] <= 1) || (x[i] >= (doc_width - 20)) || (y[i] >= (doc_height - 20))) { makeRain(); doc_width = document.body.clientWidth; doc_height = document.body.clientHeight; } document.all["dot"+i].style.pixelTop = y[i]; document.all["dot"+i].style.pixelLeft = x[i]; } setTimeout("raindropIE()", speed); } if (ns4up) { raindropNS(); } else if (ie4up) { raindropIE(); } // End -->